۱۰ راه‌کار برای مدیریت و رهبری موثرِ سازمان-بخش دوّم

در قسمت قبلی به ۵ راه‌کار اشاره کردیم که برای مدیریت و رهبری موثر سازمان اشاره کردیم. در ادامه ۵ راه‌کار دیگر را بررسی می‌کنیم.

۶- طی این مرحله بی‌همرهی خضر مکن!

هیچ کس کامل نیست! بهترین رهبرها می‌دانند کجا به کمک نیاز دارند؛ هم‌چنین می‌دانند که این کمک را کجا می‌توانند پیدا کنند. بنابراین یک “مشاور” و یا یک “مربی” داشته باشید. کسی که بتوانید با اعتماد به او در مواقع سخت، از عهده امور برآیید و تفاوت استفاده از مشورت را دریابید.

۷- احساسات بیدار داشته باشید.

در حالی که بسیاری از مردم معتقدند که احساسات را باید از مسائل مربوط به کسب و کار دور نگه داشت، فراموش نکنید که در نهایت کسب و کار ارتباط میان مردم است. برای آن‌که این ارتباط طولانی مدت باشد، نیاز دارید تا از نظر هوش هیجانی فعال باشید: نسبت به نقطه نظرات و زمینه‌های مختلف حساس باشید. فراموش نکنید وقتی قرار است با مغز خود کسب و کار را هدایت کنید، به یک قلب نیز نیاز دارید.

۸- در دام مشکلات رایج نیفتید!

همه اشتباه می‌کنند، اما برخی از آن‌ها قابل پیش گیری هستند. پیش از آن‌که دچار مشکلات رایج مدیریت و کسب و کار شوید، همواره مراقب آن‌ها باشید. به قول معروف: پیش‌گیری بهتر از درمان است.

۹- از گذشته درس بگیرید.

به قولِ معروف: کسی که از تاریخ چیزی یاد نگیرد، محکوم به تجربه آن است. تاریخ مملو از نمونه‌های موفق و ناموفقی از تجربیات مدیریتی است. ببینید کسب و کارها چه طور موفق شده‌اند و یا کسب و کارهایی که دچار بحران و رسوایی مالی شده‌اندهمه جا نکاتی برای یادآوری هست.

۱۰- بهبود مستمر!

رهبران بزرگ –در حقیقت مردمان بزرگ- به طور مداوم در حال یادگیری هستند و همیشه در تلاش هستند تا خود را ارتقاء دهند. همیشه کاری برای انجام دادن و چیزی برای یاد گرفتن هست. همیشه ذهن خود را به روی ایده‌ها و فرصت‌های جدید باز نگه دارید.

۱۰ راه‌کار برای مدیریت و رهبریِ موثرِ سازمان-بخش نخست

 صادقانه بگویم: یک مدیر و رهبرِ سازمانِ خوب بودن به همین راحتی نیست! در پیشِ رو تلاش نموده‌ام: ده راهکار عملی برای تبدیل شدن به مدیر و رهبری الهام‌بخش و تاثیرگذار ارایه کنم. برخی از این راه‌کارها در نگاه نخست ابتدایی به نظر رسیده و بیشتر شبیهِ یادآوری می‌مانند و برخی نیز شاید نکاتی است که تا به حال به آن نپرداخته‌اید. به هر روی! این شما و این بخشِ نخستِ ۱۰ راه‌کار برای مدیریت و رهبری موثر سازمان!

 

۱- خودتان یک نمونه کامل باشید!

اگر می‌خواهید شما ر به عنوانِ مدیر و رهبر خوبی بشناسند، مردِ عمل باشید. اگر توقع دارید کارمندان شما وقت‌شناس باشند، نه تنها سروقت که حنی زودتر از آن‌ها در محلِ کار حاضر باشید. اگر توقع رفتار حرفه‌ای از کارکنان خود دارید، پوشش مناسب داشته باشید و در برخورد با هر فردی حسن نیت و رفتار حرفه‌ای نشان دهید. خودتان نمونه کامل انسانیِ فضایی باشید که دوست دارید بر کسب و کار شما، حاکم باشد.

۲- افتادگی آموز اگر طالبِ فیضی.

رهبری و ریاست با هم متفاوت هستند. اگرچه هر دو پاسخگو و مسئول هستند، اما عموماً یک رهبر کانون توجه‌ها را معطوف به خود نمی‌کند و به سایر ذی‌نفعان نیز ارزش و اعتبار می‌بخشد. شاید خلاف این به نظر برسد، اما: در مقایسه با غرور (بهتر است از اعتماد به نفسِ کاذب نام ببریم)، فروتنی اعتماد بیشتری جلب می‌کند. مطمئن باشید کارمندان و مشتریانِ شما، قدرِ تواضع شما را می‌دانند.

۳- برقراری ارتباط موثر

چه در زندگی شخصی و چه در زندگی حرفه‌ای، ارتباط موثر ضروری است. رهبران بزرگ همواره اطمینان حاصل می‌کنند که فرامین ِشان شنیده شده و موردِ پذیرش قرار گرفته است، آنها هم‌چنان می‌دانند که باید شنونده خوی باشند. ارتباطات یک خیابانِ دو طرفه است که وقتی از آن بهره‌مند می‌شوید، سازمان شما به جای درجا زدن مستقیم رو به جلو حرکت می‌کند.

۴- برگزاریِ جلساتِ پُربار

همه می‌دانیم که وقت، طلاست! بنابراین در طول جلسات از امور بی‌فایده و کسانی که با صحبت‌های بی‌مورد موجب اتلاف وقت می‌شوند اجتناب کنید. اگر به نیروهای خود اطمینان دارید، نیازی نیست که وقت خود را در جلسات صرف دخالت در جزییات امور کنید. در صورت رعایت این موارد جلساتِ روان و پُرباری خواهید داشت.

۵- ترسیم خطوط قرمز

حتی مهربان‌ترین و دلسوز‌ترین مدیران و رهبران هم محدودیت‌هایی دارند. خطوط قرمز فردی و سازمانی را مشخص کنید و به آن‌ها پایبند باشید. این‌که نیروهای شما بدانند نسبت به چه مواردی حساس هستید و انجام چه اموری را بر نمی‌تابید، منجر می‌شود پیش از آن که دست به کاری زنند که موجب ناراحتی شما شوند؛ خطوط قرمز شما را رعایت کنند. رعایت مرزهای روشن از سرخوردگی و سردرگمی در سازمان جلوگیری می‌کند.

هفته آینده به ادامه مقاله و ۵ راه‌کار بعدی خواهم پرداخت.


خود را بازاریابی کنید

بدونِ شک به عنوان بخش مهمی از فعالیت حرفه‌ای باید خودتان را به بازار معرفی کنید، به دیگر سخن: «خود را بازاریابی کنید.» راه‌های زیادی برای شناسایی و دست‌یابی به مشتری جدید و همچنین شناساندن خودتان به آنها وجود دارد. برای بعضی از آن ها باید هزینه‌های قابل توجهی بپردازید و برخی نیاز به صرف هزینه ندارند.

در این مقاله ۶ راه برای شناساندن شما به بازار کار معرفی می‌کنم، ۶ روش کم هزینه و سودمند که البته نام شما را تبدیل به یک نشان تجاری و برند میکند.

 

وبلاگ بنویسید

مطمئناً می‌گویید: «خوب این که واضح است!» اما بسیاری از مردم این فرصت استثنائی برای شهرت یافتن را به سادگی از دست می‌دهند. وبلاگ نویسی برای خودتان یا نوشتن در وبلاگ دیگران نباید خیلی شخصی باشد. برای موارد شخصی و مسائل خصوصی یک وبلاگ جداگانه درست کنید. برای نشان دادن مهارت‌های حرفه‌ای خود، در خصوص مسائل تخصصی خود بنویسید، کارهای روزمره خود را در وبلاگ یادداشت کنید و مشکلاتی که با آن ها درگیر بوده‌اید را پُست کنید. اگر شما در حل مسأله یا مشکلی موفق باشید با نوشتن آن در یک وبلاگ به دیگران این شانس را می‌دهید که از تجربیات شما استفاده کنند.

می توان گفت به عنوان یک مدیر، یک کارشناس و در کوتاه سخن یک حرفه‌ای، کار شما روبه رو شدن با مشکلات کوچک و بزرگ و حل آنهاست و با نوشتن تجربیات خود در قالب وبلاگ، مشتریان بالقوه با مطالعه آنها، به شما اطمینان کرده و برای پروژه‌های خود شما را انتخاب می‌کنند، چون می‌بینند: از عهده حل مشکلات برآمدهاید.

وبلاگ نویسی به مشتری نشان می‌دهد، شما در خصوص کارتان همّت به خرج می‌دهید.

در گروه‌های تخصصی عضو شوید

معمولاً افراد در گروه‌های کاری و تخصصی دور هم جمع می‌شوند تا در خصوص علاقه‌مندی‌های خود بحث و گفتگو کنند. مسلماً در اطراف خود گروه‌هایی را می‌شناسید که از متخصصان تشکیل شده است، مانند باشگاه دانش‌آموختگان و اساتید مهندسی صنایع (دوام) که در زمینه علاقه و توجه به مفاهیم مهندسی صنایع با هم اشتراک دارند.

وقتی به جلسات این گروه‌ها می‌روید، فقط بر روی صندلی ننشینید! هر از چند گاهی با یک موضوع کلی یک ارائه داشته باشید، با دیگر اعضاء بحث و معاشرت کنید. یک گروه کاری مکان مناسبی برای ملاقات با سایر متخصصان و حرفه‌ای­هاست و موجب گسترش شبکه­های ارتباطی شما می‌شود. با شراکت در مباحث و گفتگوها، ارزش­های خود را پرزنت کنید. مطمئناً افرادی هستند که در جستجوی نیروی کمکی می‌گردند یا گاهی پروژه‌ای به آنها پیشنهاد می‌شود، سرشان شلوغ است و دنبال دوستی قابل اعتمادی می­گردند تا پروژه را به او واگذار کنند، اینجاست که اگر حضور فعال و تأثیرگذار در گروه های کاری داشته باشید، این شانس را دارید که یک کارفرما یا یک همکار در این مواقع نام شما را به خاطر بیاورند.

سخنرانی کنید

اگر هنوز با اساتید روزگار دانشجویی خود در تماس هستید، با آن ها تماس بگیرید؛ هم یادی از ایام گذشته است و هم از آن‌ها بخواهید برای شما ترتیب برگزاری یک سخنرانی در دانشگاه را بدهند. تجربه‌های واقعی زندگی معمولاً در خلال سخنرانی های تئوری دانشگاهی به دست می آیند.

در سخنرانی های خود برای دانشجویان از مزایای کارتان بگویید، از تأثیر کار بر زندگیتان و با اضافه کردن داستان‌هایی در خصوص کار و مشتریانتان به آن هیجان بدهید تا فقط یک سخنرانی خشک و ادبی نباشد. مسلماً محل ملاقات شما با مشتریانتان سالن سخنرانی نیست، ولی استاد شما حتماً شبکه ای از دوستان و آشنایان و همچنین پروژه‌هایی در دست اقدام دارند. سوای این، سخنرانی در دانشگاه به اعتبار و ارزش رزومه کاری شما می­افزاید.

بیزینس کارت داشته باشید

وقتی در یک سخنرانی شرکت می­کنید، فرقی نمی­کند به عنوان یک سخنران حضور داشته­اید یا صرفاً یک شرکت کننده بوده‌اید؛ یا وقتی در گروه­های تخصصی حضور می­یابید، مطمئناً دوست جدیدی پیدا می­کنید، شاید با همکار یا فرد تازه­ای که در آینده کارفرما شما خواهد شد، آشنا می­شوید. مسلماً رها کردن این ارتباطات جدید منطقی نیست! خنده­دار است اگر هنوز «بیزینس کارت» طراحی نکرده­اید یا بدون همراه داشتن آن به جمع تازه­ای وارد می­شوید. در یک کلام: یک «بیزینس کارت» طراحی و چاپ کنید و همیشه چندتایی در جیب خود داشته باشید.

یک مرجع دوستانه باشید!

وبلاگ نویسی و سخنرانی از شما چهره­ای حرفه­ای می­سازد. در صورتی که در بازار حرفه­ای صحیح گام بردارید، رفته رفته در جمع­های حرفه ای مطرح می شوید و چهره­ای اجتماعی به خود می­گیرید. بنابرین برای سوالات، رفع اشکال و مشاوره در ابتدا دوستان، همکاران -و شاید- رقبا به سراغ شما می­آیند. هر چند پاسخ­گویی و رفع اشکال وقت گیر و گاهی خسته کننده است و در برخی موارد در انجام برنامه­های زمانبندی شده شما خلل ایجاد می کند، اما به خاطر داشته باشید: نخست این شما بوده­اید که با حضور حرفه ای و اجتماعی خود، توجه ها را به خود جلب نموده­اید و دوم این توجه ها خود نشان اعتماد سایرین به شماست! پیش ازین به این نکته اشاره کرده بودم که اعتماد برای یک حرفه ای یک سرمایه است، پس خوشحال باشید.

پیگیری! پیگیری! پیگیری!

اگر مانند من میان پست­های وبلاگ فاصله زمانی چندین و چند روزه است، اگر امروز در جمعی حاضر می شوید و تا مدت ها غیبت می کنید، اگر تعداد سخنرانی ها و مقالات شما در چند سال از یک یا دو عدد بیشتر نشود. فعالیت حرفه­ای را ببوسید و کناری بگذارید. به خاطر داشته باشید: پیگیری، تداوم و مداومت حرف اوّل و آخر را می­زند! به قول معروف: ره­رو ان نیست، گهی تند و گهی خسته رود.. ره­رو آن است که آهسته و پیوسته رود.